یه خاطره از خاطره های ما
سلام....اومدم کمی از خاطرات ناز پسرم بنویسم...حالا که زیاد مشغول درس نیستم باید از فرصت استفاده کنم تا وبلاگ یا همون دفتر خاطرات من و پسرم ناقص نباشه..... جونم برای شما و گل پسرم بگه که اقا پسری من دندون دومش رو هم به تاریخ 10 مهر ماه در اورد ....دیگه خطرناک شده و اصلا نمی شه باهاش شوخی کرد چون در اولین حرکت و با سرعت بالا دستتو گاز می گیره...بعد اینکه جیگر گوشه من وروجکی شده ماشالله فقط در حال فعالیت و زحمت کشیدنه...همش از اینور خونه در حال حرکت و ایستادن و نشستن به سمت دیگه خونه است....باور کنید از پسش بر نمی یام....دیگه اینکه من مثلا الان یه دانشجوی کارشناسی ارشد هستم....خیلی نا امیدم اخه دو هفته قبل برای اولین بار رفتم سر کلاس......




